العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
416
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
را از چنگ طلبكار برهاند و او بگريزد قهرا كفيل است و بايد خود مديون را حاضر و تسليم كند يا دين او را مگر آن كه دينش را نتواند ادا كند مثلا كفيل زن ناشزه بايد او را حاضر و تسليم شوهر كند اگر حاضر نكرد نمىتواند بدهى او را از خود بپردازد و اگر قاتل را از دست اولياى مقتول برهاند نيز قهرا كفيل است بايد او را بياورد و تسليم كند يا ديه بدهد . به چند امر ذمه كفيل برى مىشود يكى آن كه مديون بميرد دوم آن كه او را تسليم كند سيم آن كه او خود حاضر شود و خود را تسليم كند چهارم آن كه صاحب حق او را ببخشد اگر كفيل و طلبكار جاى معينى را براى تسليم معين كردند بايد همان جا تسليم كند و اگر مطلق گذارند در همان جا كه كفالت واقع شده است . كفالت در حدود و حق الله مشروع نيست و در حقوق مردم نيز مكروه است مگر به علت ديگر ترجيح پيدا كند مثلا مديون تهى دست و بخواهد او را از شر حبس رها كند كفيل او شود تا اعسار او ثابت گردد و به سبب كفالت چيزى تازه بر عهده بدهكار واجب نمىشود مگر همان كه پيش از كفالت واجب بوده است . و اگر كفيل بخواهد به قهر او را اجبار كند نمىتواند اما